بخاطر اینکه پشتوانه خانوادگی درست و حسابی ای نداشتم.
هیچوقت نتونستم به جایگاه بالایی دست پیدا کنم و در نهایت به عنوان یه مزدور ساده کشته شدم.
اما وقتی دوباره چشام رو باز کردم بهم گفتن پسر یه دوک بزرگ شدم. حالا که هم پشتوانه خانوادگی، جایگاه و حتی استعداد رو دارم، فقط باقی مونده برسم به رویام، یعنی رسیدن به اوج، دست پیدا کنم. و این شروع مجدد زندگی کاپیتان سابق مزدورها به عنوان پسر سوم یه دوک بزرگه!