دابو-یونگ، یک جوان ۲۴ ساله بیکار و تنبل، فقط دو استعداد در زندگی دارد: وسواس شدید نسبت به خرسها و توانایی دیدن ارواح!
اما عادت خطرناک او به خوردن هر چیزی که پیدا میکند، کار دستش میدهد—چون آن چیز کوچکی که قورت میدهد، در واقع روح «بانوی اونگنیو» است؛ مادر افسانهای نخستین پادشاه کره.
آنچه با یک اتفاق عجیب و خندهدار شروع میشود، خیلی زود به نبردی ماورایی تبدیل میشود. حالا با قدرت الهی بانوی اونگنیو درون بدنش، دابو-یونگ بین ارواح شیطانی و نیروهای باستانی گرفتار شده است.
البته جای نگرانی نیست—چون وقتی بانوی اونگنیو وارد عمل میشود، حتی بیرحمترین شیاطین هم تکهتکه میشوند!