مرد بینام، کسی که از ابتدای آفرینش زنده بوده؛ اما حالا بعد از هزاران سال زندگی عاجزانه دنبال راهی برای خلاص شدن از نفرین جاودانگی و پیوستن به عزیزان از دست رفتشه.
بالاخره بعد از سال ها خیره شدن به آسمان، مرد بی نام با دختری رو به رو میشه که چیزی رو درون قلبش به حرکت در میاره، چیزی که قرن هاست مرده بود.
آیا اون دختر میتونه در طی سفرش با مرد بینام اون رو به آرزوش برسونه…؟