قهرمان داستان تبدیل به شخصیت داود کمبل توی "ظهور ناجی" شد، بازی ای که از اون لذت میبرد و توی اون یه کهنه کار شده بود. اون وارد بدن یه اشراف زاده ی ضعیف میشه که توی حومه کشور زندگی میکرده و تصمیم میگیره زندگی آرومی رو از سر بگذرونه و توجه بقیه رو جلب نکنه.
توی اولین روز شروع زندگی آکادمیکش، اون با رئیس نهایی، که به عنوان کالبد شیطان خاکستری هم شناخته میشه یعنی "النور الیناریز لا تریستان" رو به رو میشه.
بعد از رویارویی شون، قهرمان داستان دوتا مهارت ویژه بدست میاره: «بقای ناامیدانه» که وقتی زندگیش تو خطر میوفته اونو قویتر میکنه و «جذابیت کشنده» که کسایی رو که دارای ویژگی های شیطانی هستن رو مجذوب خودش میکنه.
این دوتا مهارت نه تنها اونو با رئیس نهایی درگیر میکنه، بلکه اونو با شخصیت های شرور دیگه هم درگیر میکنه. با اینحال اون با استفاده از مهارت هاش و با تخصصی که به عنوان یه بازیکن کارکشته داره با آرامش به چالش ها غلبه میکنه.
ولی هر بار که به یه چالش غلبه میکنه، کسایی که ویژگی های شیطانی دارن بیشتر بهش علاقه مند میشن...