کانگ یی-جائه کسی که به عنوان هیلی ، دختر یه خانواده اشرافی.. درست روز قبل از ازدواج سلطنتی خودشو انداخت توی آب تناسخ پیدا میکنه!
یی جائه که حالا توی بدن هیلی گیر افتاده ارواح مختلفیو میبینه ، ارواح انتقامجو بیقرار و دیوونهای که نباید پشت امپراطور رادریک باشن.
همین باعث میشه بخواد کم کم شروع به دور کردن اون ارواحا کنه اما.. چرا وقتی با پادشاه بیشتر وقت میگذرونه همه چیز عجیب تر میشه؟