اریستین قراره که بخاطر کشورش ازدواج کنه... ولی نه ی ازدواج معمولی!! ی ازدواجی که باید بخاطر کشورش خودشو فدا کنه؟! ولی کو از این خبرا؟! اون آقای لعنتیم از زمین تا اسمون با اون چیزی که من فکر میکردم فرق داره!! ولی شوهر جونم دلش پیش یکی دیگه گیره و واسه ی همینم باید تلاش کنم که براش دیگه نه؟؟ ولی چطوری شد که ریدم تو شب اولمون؟؟؟
یعنی میتونم که با ی تیر دو تا نشون بزنمو هم به اون زندگیه بخورو بخوابم برسم و هم شوهرم و مال خودم کنم؟