روزالیا به عنوان یک خدمتکار مجسم می شود که بدن و قلب خود را به دوک شیطانی می دهد تا مورد استثمار قرار بگیرد و سپس بمیرد...
رزالیا که خدمتکار عمارت دوک شد قرار بود به عنوان یک پیاده در نقشه شیطانی از دوک استفاده کند اما نقشه اون توسط ولیعهد افشا شد و اعدام شد
رزالینا برای جلوگیری از مرگ خودش و توجه دوک شیطانی رو جلب نکنه خودش رو به شکل مرد پنهان کرد..
اما صبر.. کن ..چرا؟
حتی با اینکه خودم رو به عنوان یه مرد گذاشتم چرا تمام حواسش به منه؟
بنابراین به جای اینکه تبدیل به یک خدمتکار بشم خدمتکار شخصی دوک شدم...