وقتی چشمام رو باز کردم، شریل شدم، مادر قهرمان مرد رمان، شخصیتی بدون احساس یا اشک.
در رمان اصلی، کاردیسل، نقش اول مرد، به بیرحمی معروف بود، من با ترس به اون نگاه میکردم و از سرنوشت خودم وحشت داشتم، اما این چه بود؟
پسر من، که به زودی قهرمان اصلی مرد خواهد شد، بیش از اندازه کیوت نیست؟