دختر جوانی بهطور غیرمنتظره وارد دنیای یک رمان تاریک میشه و خودش رو در نقش نامادری یک خانوادهی قدرتمند و مرموز میبینه.
در این خانواده، بچهها رفتار سرد و خشنی دارن و محیط پر از سوءظن، راز و ترس هست. شخصیت اصلی برخلاف شخصیت واقعی نامادری در رمان، تصمیم میگیره مهربون و دلسوز باشه و این خانوادهی تاریک رو تغییر بده.
با اینکه اطرافیانش پر از سوءظن و سیاست بازی هستن، اون تلاش میکنه با شوخطبعی، هوش و عشق، دل بچهها و شاید حتی پدرشون (!) رو به دست بیاره...