من تو بدن اریکا تناسخ پیدا کردم کسی که دوست دختر شخصیت اصلی مرد داستانه!
فقط بدیش اینه که اریکا اینجوری نیست که به یک یا چند شخصیت راضی بشه و حتی اگه هر ماهم با یه مرد جدید قرار بذاره بازم براش کمه!برای همینم من با دوست پسرم شخصیت اصلی داستان بهم زدم و ازش جدا شدم،چون اگه اینکار رو نمیکردم جولیانا شخصیت اصلی زن داستان یهویی پیداش میشد و اونو ازم میقاپید و اونوقت من کسی بودم که به طرز وحشتناکی رد میشد!ولی چرا الان همه چی قاطی پاتی شده؟!چرا حس میکنم مسیر داستان به کل عوض شده؟خدایا یعنی چه بلایی قرار سر من بدبخت بیچاره بیاد؟!