"اعلیحضرت!روزنامه ها بازم روی هم انباشته شدن…!"من به عنوان آیرین وبر، خواهر کوچکتره یکی از دستیاران ولیعهد که به دلیل اینکه ولیعهد که عاشقه و از کارای خودش دوری میکنه، دستیارش یعنی برادرم، از اضافه کار رنج میبره، تناسخ کردم. آیرین که قبل از تناسخ تو محل کار بر اثر کار زیاد تو دنیای اصلیش فوت کرد، قصد داره از برادر مهربونش در برابر دشمنی که حتی قیافشو ندیده، محافظت کنه. کمتر کار کن و بیشتر درآمد داشته باش، برادر! در نهایت آیرین سعی میکنه ولیعهد رو از برادرش جدا کنه.
"برادر، اگه امروز با ولیعهد ملاقات کنی، منم با..." "قطعا نه" "اینقد میخوای اونو تنها ملاقات کنی؟" "قبل از اون، بنجامین وبر، کی میتونم خواهرتو ملاقات کنم؟" "هیچوقت این اتفاق نمیوفته."
دوست داشتنی ترین برادر و خواهر قاره. بنظرتون روزی میرسه که این دو خواهر و برادر بتونن سوء تفاهم روزافزون خودشون رو برطرف کنن؟