قبیلهی قاصدها قبیلهی دست نیافتنی هاست، آنها بعنوان مرتد های بیروح مورد ظلم و ستم قرارگرفتن.
برای رهایی از نفرینی که به ارث بردن، تو قاره پرسه زدن تا سکه های طلایی امپراتور رو جمع کنن.
و در بین مرتدها، آزادین بدترین نفرین رو داشت.
استعداد آزادین در جادو صفر بود، و با مهارت هایی که از یک ارشد یادگرفته بود تونست پایین رتبه ترین قاصد بشه. آزادین قاره رو میگرده، و در ازای سکهی طلایی امپراتور آرزوی طرف قرارداد رو برآورده میکنه.
بعد، گریموری که قادر به تحقق خواسته های قبیله است ظاهر میشه، و شورش خواهر دوقلوش آریل به آرومی توطئهی بزرگی رو آشکار میکنه که در تمام مدت پنهان بوده…
آزادین مرتد چطور قراره در برابر ویرانی ای که در راهه دووم بیاره؟