دامیان هاکسن مردی بود که با استعدادی متولد شد که قرار بود تو تاریخ ثبت بشه. ولی یه جادوگر پلید به اسم آکریچ دورگو بدجوری گند زد به زندگیش و تبدیلش کرد به یه شوالیه مرگ! دامیان مثل یه برده زیر دست آکریچ بود و به دستور اون حتی خانوادشو با دستای خودش قتلعام کرد و هر پادشاهی رو به خاک سیاه نشوند. وقتی دنیا داشت نابود میشد، یهو دامیان به خودش اومد، ولی دیگه خیلی دیر شده بود. درست وقتی داشت بیخیال همهچیز میشد، یه معجزه شد! برگشت به گذشته! حالا دامیان برگشته به قبل از این که این بدبختیا شروع بشه، و هدفش روشنه: «این دفعه فقط برای خوشبختی و آینده خانوادم میجنگم… ولی خب…» قراره حساب اون جادوگر کثیف رو حسابی برسه و کاری کنه که آکریچ قبل از همه طعم جهنم رو بچشه!