من توی یه مجموعه رمان فانتزی تناسخ کردم.
بعد از ۱۰ سال گرفتن رتبه اول توی رتبه بندی شکارچی ها و پاک کردن برج... این دفعه، اون توی یه رمان فانتزی تناسخ کرد؟
هرروز تلاش های به قتل رسوندن و همه جور حقه ای انجام میشدن...
اون سعی کرد همونطور که از وقت ازادش لذت میبره ماموریت هارو انجام بده، ولی حالا شخصیت اصلی مرد و برادراش، کسایی که اونو به عنوان یه شرور اذیت میکردن، بش وابسته شدن.
اونجا، حتی پادشاه مزدورها و نور امپراطوری هم بهم نزدیک میشدن...
من انتقام کارای اشتباهی که کردم رو میگیرم و هرچیزی که بخوای رو بهت میدم، سیستم نکبت، لطفا منو ببر خونه!
اون میتونه بعد از انجام دادن ماموریت ها با خونه برگرده؟