جین رانکندل قرار بود رئیس خاندان شمشیرزنی خودش بشه. اما با وجود تموم تلاشاش، به خاطر مهارتای ضعیفش از خاندانش اخراج میشه. اگرچه جین در نهایت با خدای سولدرت قرارداد می بنده و از نفرینی که مانع از توانایی هاش شده بود رها میشه، اما به پایانی غم انگیز دچار میشه. با این حال، اون به عنوان یه نوزاد، مدت ها قبل از شروع تراژدی خودش، بیدار میشه. جین با داشتن یه شانس دوم و چند قدرت جدید، سوگند یاد می کنه که سرنوشت خودشو تغییر بده و به برترین شمشیرزن تبدیل بشه.