از آن روز بارانی سرنوشتساز که توسط دوک زیبای کیلیان دوونشایر نجات یافت، روونا به عنوان معشوقه او زندگی میکرد. اگرچه او معتقد است که کیلیان در طول سه سال گذشته عاشق او شده ، اما می خواهد بدهی خود را به او بازپرداخت کند و همتای او شود تا بتواند با افتخار در کنار او بایستد. اما وقتی کیلیان شروع به رفتارهای عجیب میکند، اعتماد او متزلزل میشود، اما روزی که زن دیگری را به عنوان همسر آیندهاش معرفی میکند، کاملاً شکسته میشود. بنابراین، روونا تصمیم می گیرد تا تغییرات اساسی در رابطه آنها ایجاد کند. اما آیا برایش بهتر یا بدتر خواهد بود؟