
Welcome To Home
به خانه خوش آمدی
آخرین قسمت: 005
وضعیت: پایان یافته
هیچ چیز آشنا به نظر نمیرسه، قرصی که اون فکر می کرد باعث می شه تو خانه احساس بهتری کنه، در عوض همه چیز رو به یه کابوس تبدیل کرده!!...
خواندن34 مانهوا یافت شد (صفحه 2 از 4)
آخرین قسمت: 005
وضعیت: پایان یافته
هیچ چیز آشنا به نظر نمیرسه، قرصی که اون فکر می کرد باعث می شه تو خانه احساس بهتری کنه، در عوض همه چیز رو به یه کابوس تبدیل کرده!!...
خواندنآخرین قسمت: 125
وضعیت: پایان یافته
آریا دختری که تمام عمرش رو به عنوان یه زن شرور گذرونده در لحظه ی مرگش به این فکر می کنه که چطور به اینجا رسیده و دقیقا تو همون لحظه متوجه میشه که تمام این مدت بازیچه کس دیگه ای بوده…...
خواندنآخرین قسمت: 035
وضعیت: پایان یافته
پسر چشم سرخ، اسرار آمیز و به ظاهر عادی ناگهان با فرشته ای روبرو می شه که چشمانی به رنگ و قشنگی آسمان آبی داره. اگرچه هر دو از نظرشون طرف مقابلشون آشنا به نظر میاد و انگار هم روداز قبل میشناسن، اما نمی تونن خاطرات خودشون رو که در افق دور خوابیده و ...
خواندنآخرین قسمت: 011
وضعیت: پایان یافته
من یه روحم، روحی سرگردان توی بیمارستان! سالهاست که با کسی حرف نزدم، ولی یه روز یه دختر نابینا رو دیدم و ... "چطوری متوجه حضورم میشی ؟! " "خب چون تو بوی شیرینی میدی"...
خواندنآخرین قسمت: 002
وضعیت: پایان یافته
دختر نابینا با موجودی مرموز زندگی می کند که همیشه به نوعی ازش محافظت می کرد . اما دختر تمام مدت ته دلش از همه چیز آگاه بود! که این موجود "یه هیولای وحشتناکه"......
خواندنآخرین قسمت: 200
وضعیت: پایان یافته
ده سال پیش، بعد از اینکه «دروازه» دو جهان انسانها و هیولاها را به هم وصل کرد، برخی از افراد قدرتهای خارقالعادهای بدست آوردند تا بتوانند با هیولاها مقابله بکنند. آنها به اسم «شکارچی» شناخته میشوند. ولی، تمام شکارچیها قدرتمند نیستند. در این میان...
خواندنآخرین قسمت: 121
وضعیت: پایان یافته
عاشقان به بی رحمانه ترین شکل ممکن مرده اند. قربانیان را جوری تکه تکه کردن، که انگار بدنشان منفجر شده . آندریا و ایان صرفاً تماشاگران این نمایش بودن تا اینکه یک سوء تفاهم آنها را به بازی "کشتن عشق من" (KML) انداخت! این یه بازیه که از عشق برای دامن...
خواندنآخرین قسمت: 118
وضعیت: پایان یافته
من بعنوان آنسیا، همسر ولیعهد هیولا، تو یه رمان بزرگسالانه تناسخ پیدا کردم! تو داستان اصلی، آنسیا بخاطر اینکه همسر ولیعهد هیولا یعنی بِلِیک میشه تو روز عروسیش خودشو تو دریاچه میندازه و خودکشی میکنه و من درست وقتی تو بدن آنسیا تناسخ پیدا کردم که بلیک ...
خواندنآخرین قسمت: 131
وضعیت: پایان یافته
من به عنوان یه شرور که توی رمانی که خونده بودم تناسخ پیدا کردم، جوبلیان الوی فلوین. من قرار بود که بمیرم، ولی نه! با خاطراتی که از زندگی قبلیم دارم، از چنگال مرگ رد میشم! ”با مردی ازدواج نمیکنم که هیچ افتخاری، خانواده، دارایی، و هیچ قدرتی نداره “. من...
خواندنآخرین قسمت: 083
وضعیت: پایان یافته
توی جهانی پر از موجوداتی به نام حشره که بشریت رو تهدید به نابودی میکنه، هیچکس به جز یک گروه انسانی که قدرتی به اسم پروانه دارن نمیتونه با اونها مقابله کنه. بک میهوا کسی که با خواهرش هیونا زندگی میکنه و دوست داره توسط مردم دوست داشته بشه و تنها نباشه ...
خواندن